menuordersearch
zehneali.ir

کتاب قانون جذب قسمت اول ,

۱۳۹۸/۸/۴ شنبه
(1)
(0)
کتاب قانون جذب قسمت اول
کتاب قانون جذب قسمت اول

کتاب قانون جذب

تابه حال متوجه شده‌اي که گاهي آنچه را بدان نياز داري، ناگهان از جايي که انتظارش را نداري سر مي‌رسد، مانند تلفني نا منتظر؟ يا يکدفعه اتفاقي کسي را در خيابان مي‌بيني که در فکرش بوده‌اي؟ يا شايد يک مشتري حسابي يا شريک زندگي عالي به تورت خورده، صرفاً براي اينکه در زماني مناسب در مکاني مناسب بوده‌اي؟ تمام اين تجارب دال بر قانون جذب در زندگي‌ات است.

تعداد زيادي لغت و اصطلاح هست که برداشتهاي قانون جذب را توصيف مي‌کند و آنها به شرح زير است:
¨     پيش‌بيني نشده
¨     نعمت نا منتظر
¨     تصادفي
¨     قضا و قدر
¨     کار ما
¨     همزماني
¨     شانسي
¨     منظور شده
¨     وقوع ناگهاني
اين کتاب به تو مي‌گويد چرا اين رويدادها پيش مي‌آيد. از همه مهم‌تر‏، ياد مي‌گيري چطور مي‌تواني با درايتي بيشتر از قانون جذب استفاده کني. قادر خواهي شد تمامي آنچه را نياز داري بداني و انجام دهي و داشته باشي، به خود جذب کني. بنابراين خواهي توانست بيشتر از آنچه را مي‌خواهي و کمتر از آنچه را نمي‌خواهي، به دست بياوري. و در نتيجه، تو مشتري دلخواه، شغل دلخواه، ارتباط دلخواه، تعطيلات دلخواه و ژول بيشتر در زندگي‌ات خواهي داشت و به تمام آرزوهايت خواهي رسيد. راست مي‌گويم.
تعريف قانون و جذب
در زندگي همان چيزهايي را به سوي خود جذب مي‌کنم که انرژي و حواس و توجهم را به آن معطوف مي‌کنم؛ چه آن را بخواهم، چه نخواهم.
علم قانون جذب
زيربنايي فيزيولوژيکي براي تفکر مثبت و تأثير آن در خلق و خوي قانون جذب وجود دارد. شايد از کلاسهاي علوم دوران دبيرستانت در خاطرت مانده باشد که انواع و اقسام انرژي وجود دارد؛ انرژي اتمي، حرارتي، مولد برق، جنبشي، پتانسيل انرژي هرگز از بين نمي‌رود.
همچنين شايد يادت مانده باشد که هر ماده‌اي از اتم ساخته شده هر اتم هسته‌اي دارد (شامل پروتون و نوترون) که الکترونها به دور آن مي‌چرخند.
الکترونهاي موجود در اتم هميشه در سطوح انرژي مشخص و يا در مداري به دور هسته مي‌چرخند که مؤيد پايداري و مقاومت اتم هستند. ممکن است الکترونها ملزم شوند از طريق افزايش انرژي به مدارهاي بالاتر بروند و يا شايد در مداري پايين‌تر قرار گيرند و انرژي از دست بدهند. وقتي پاي ارتعاش وسط مي‌آيد، اگر اتمها با هم همسو  شوند، نيروي جنبشي ايجاد مي‌کنند و همه در يک مسير و يک جهت، که به طريقي فلزات هم همين‌طور هستند و در اثر همسو شدن ملکولهايش در يک جهت مغناطيسي مي‌شوند. ايجاد قطبهاي مثبت و منفي در طبيعت و علم واقعيت دارد. همين بس که گفته شود علم نشان داده است که اگر در زمينه‌اي قوانين فيزيکي قابل مشاهده و سنجش‌پذيري وجود دارد، ديگر هم وجود دارد، حتي اگر نتوان آنها را در اين برهه از زمان سنجيد.
بنابراين همان‌طور که مي‌بيني، قانون جذب واژه‌اي تجملي يا سحر و جادوي عصر جديد نيست، بلکه قانون طبيعت است که تک تک اتمهاي بدن تو به طور مداوم واکنش نشان مي‌دهد، چه متوجه باشي چه نه.
وقتي نوبت به انرژي خودت برسد، ارتعاشات تو (خلق و خو يا احساساتت) يا يا مثبت است يا منفي.
در مورد اين جمله فکر کن: (او امواج خوبي از خودش ساطع مي‌کند) هر انساني امواج خوب يا بد دارد در واقع ما دائم در حال ارتعاش هستيم. اگر تو ذوق زده، خرسند، قدردان، شاکر يا مفتخر باشي، امواج مثبت بيرون مي‌دهي. و اگر عصباني، غمگين، نااميد و سرخوره باشي و احساس بيهودگي، بدبياري يا شکست خوردگي کني، امواج منفي از خودت بيرون مي‌دهي.
 ارتعاشات( احساسات)
  مثبت                        
لذت
عشق
ذوق و شوق
وفور
فخر و غرور
راحتي
اعتماد به نفس
مهر و محبت 

منفی 

 نااميدي
تنهايي
بيهودگي
غصه
سردرگمي
فشار عصبي
خشم
رنجش
بسيار مهم است که با ارتعاشات خود در تماس و از آن آگاه باشي، چون آنچه را از خود ساطع مي‌کني، قانون جذب بيشتر از همان را به تو برمي‌گرداند.
هرگونه ارتعاشي که از خودت ساطع کني، قانون جذب از طريق ارائه‌ي همان چيز به تو به نسبت بيشتر، واکنش نشان مي‌دهد و اصلاً فکر نمي‌کند آن به نفع توست يا به ضرر تو. صرفاً در برابر امواج تو واکنش نشان مي‌دهد.
جذب ناآگاهانه
در بيشتر مواقع، تو ندانسته امواجي از خودت بيرون مي‌فرستي. به عنوان مثال: ديدن آنچه برايت لذت و خوشي به همراه دارد، ارتعاش تو را بالا مي‌برد و تو هم لذت را مرتعش مي‌کني. برعکس، اگر شاهد موردي دلگير باشي، امواج منفي بيرون مي‌فرستي.
چرخه‌ي واقعيت (جذب ناآگاهانه)
1-  تو آنچه را در زندگي‌ات داري يا دريافت مي‌کني، مي‌بيني.(خواسته يا نا خواسته)
2-  در خلال مشاهده، بي‌توجه و ناخودآگاه ارتعاشاتي داري، خواه مثبت يا منفي.
3-  قانون جذب در برابر آن ارتعاش واکنش نشان مي‌دهد.
4-  در نتيجه، قانون جذب آنچه را به ارتعاش در آورده و چرخه را تغذيه کرده‌اي، بيشترش را به تو مي‌دهد.
مشاهده‌ي آنچه را در زندگي ديافت کرده‌اي، مقدار پولي که درآورده‌اي، کيفيت ارتباطاتت، کار و سلامتت، همراه با احساسي (ارتعاشي) مي‌آيد که ممکن است مثبت يا منفي باشد. شايد اصلاً خودت متوجه نشوي، اما چرخه‌ي واقعيت را دوام مي‌بخشي. قانون جاذبه‌ي ارتعاش تو از طريق بازگرداندن مقدار بيشتر آنچه از خودت ساطع کرده‌اي، مثبت يا منفي، واکنش نشان مي‌دهد.
در بخش بعدي، پي مي‌بري که چطور با توجه و حواس کامل از قانون جذب استفاده مي‌کني. براي اين کار، فرمول سه مرحله‌اي آساني را ياد مي‌گيري. علاوه بر يادگيري اين مراحل، دو مورد هم هست که بايد آن را دنبال کني و روي قسمتي که آن را برايت سفيد گذاشته‌ام، تمرين کني.



فرمول سه مرحله‌اي براي جذب آگاهانه
مرحله‌ي يک: خواسته‌ات  را مشخص کن.
نسخه‌اي برايت مي‌پيچم تا بتواني به طور صحيح به هر چيزي را در زندگي‌ات مشخص کني. به محض اين که خواسته‌هايت شناسايي و تعيين شد، ارتعاش بيشتر آنچه براستي مي‌خواهي، برايت آسان‌تر مي‌شود.
 
مرحله‌ي دو: ارتعاشات را بالا ببر.
کشف کن چطور مي‌تواني هنگام به کار بردن(عبارت مربوط به خواسته‌ات) آگاهانه ارتعاشات را بالا ببري. به عبارت ديگر، ياد مي‌گيري چطور براي خواسته‌هايت امواج مثبت بفرستي.
 
مرحله‌ي سه: آن را بپذير.
ياد بگير چه طور شک وشبهه‌ي و مقاومتي را که تو را از جذب خواسته‌هايت باز مي‌دارد، از بين ببري، اين بخش حاوي ابزارهايي است که از استفاده‌هاي مکرر آن لذت مي‌بري.
 
يادت باشد قانون جذب مقدار بيشتري از همان امواجي را به تو برمي‌گرداند که تو بيرون مي‌فرستي.
سه مرحله:
خواسته‌ات را مشخص کن
ارتعاشات را بالا ببر
آن را بپذير
 
*مرحله‌ي يک: خواسته‌ات را مشخص کن.
 کلام، کلام، کلام

چرا اين قدر روي کلمات تأکيد مي‌شود؟
کلمات همه جا هستند. ما با آنها سخن مي‌گوييم، آنها را مي‌خوانيم، با آنها مي‌نويسيم، يا آنها فکر مي‌کنيم، آنها را مي‌بنيم، با آنها تايپ مي‌کنيم و آنها را در ذهن خود مي‌شنويم مهم است بدانيم که تمام کلمات براي فردي که آنها را بر زبان يا به ذهن مي‌آورد، امواجي را با خود حمل مي‌کنند.

واکنش قانون جذب درست مثل واکنش ذهن توست:
قانون جذب آنچه را تو نمي‌خواهي، مي‌شنود. وقتي به نداي درونت گوش مي‌دهي که افعال و عبارات منفي به کار مي‌برد، در واقع توجه و انرژي خودت را به چيزهايي مي‌دهي که آنها را نمي‌خواهي.
به ياد داشته باش تو در زندگي همان چيزي را جذب مي‌کني که توجه و انرژي و حواس خود را به آن معطوف مي‌کني، خواسته يا ناخواسته.


افعال منفي

ضمير آگاه و ناخودآگاه کلمات منفي را پالايش مي‌کند و از صافي مي‌گذارند. هروقت از کلمات استفاده مي‌کني، در همان چيزي را که با فعل منفي صرف کرده‌اي، دروني مي‌کني. به عنوان مثال: اگر بگويم در مورد برف و بوران فکر نکن، تضمين مي‌کنم که بي‌درنگ ذهنت را متوجه برف و بوران مي‌شود. با اينکه دستور منفي بود، ضمير آگاه و ناخودآگاه تو آن بخش از فرمان را ويرايش کرد.
عبارت متدوال ديگري هم وجود دارد که توجه و انرژي بيشتر تو را به آنچه نمي‌خواهي، معطوف مي‌کند. آيا اين عبارت را شنيده‌اي؟


عصباني نشو.ملامتت نمي‌کنم. معطل نکن.خل نشو.اين که ضرري ندارد.دستپاچه نشو.عجله نکن.نگران نشو.    حالا نگاه کن.با قيچي بازي نکن.فراموش نکن.آشغال نريز.سيگار نکش.من که قضاوت نمي‌کنم.دير نکن.در را محکم نبند.عبارت بياني


عبارت بياني، گفته‌هايي است که ما به عنوان واقعيت از آنها استفاده مي‌کنيم، کهممکن است مثبت باشد يا منفي، و معمولاً ناخودآگاه بر زبان جاري مي‌شوند.
 
عبارت بياني منفي
•        بايد جان بکنم تا پول در بياورم.
•        هرگز در بخت آزمايي برنده نمي‌شوم.
•        هرگز به وزن دلخواهم نمي‌رسم.
•        پول از اين دست مي‌آيد و از آن دست مي‌رود.
•        در طول تابستان گير آوردن مشتري سخت است.
•        يک قدم به جلو برمي‌دارم، دو قدم به عقب.
•        در طول تعطيلات کسب و کارم رونق ندارد. 
 
شکايات و نگراني عبارات بياني منفي هستند. هر بار از چيزي گله مي‌کني، توجه خودت را به چيزي مي‌دهي که دوستش نداري. و وقتي نگران آينده هستي، بيشتر به آنچه خواهانش نيستي توجه مي‌کني.
 
عبارات بياني مثبت
•        من خوش شانسم، چون هميشه پول در مي‌آوردم.
•        هميشه براحتي کار پيدا مي‌کنم و کار خواهان دارد.
•        دست به خاک بزنم طلا مي‌شود.
•        براحتي دوست پيدا مي‌کنم.
•        درست به موقع پول به دست مي‌آورم.
•        هميشه يک جاي پارک عالي نصيبم مي‌شود.
 
در اين مرحله احتمالاً از خودت مي‌پرسي چطور مي‌تواني مانع بروز افکار منفي‌ات بشوي. جوابت اين است که بايد با بياني ديگر حرف بزني و فکر کني.
چگونگي بيان عبارات منفي به طرزي ديگر
هرچه بيشتر از حرفهايي که بر زبان مي‌آوري و اهميت ارتعاشاتت آگاه باشي، بيشتر مي‌تواني جلوي زبانت را بگيري تا عبارات منفي به کار نبري. وقتي عبارات منفي را مي‌شنوي با بر زبان آوردن آن به طريقي ديگر آن را مثبت کن. به عنوان مثال: اگر متوجه مي‌شوي که مي‌خواهي بگويي پيدا کردن مشتري سخت است، به جايش بگو: در گذشته، پيدا کردن مشتري سخت بود.
اگر کنجکاوي بداني که در هر زمينه‌اي از زندگي‌ات امواج مثبت مي‌فرستي يا منفي، کافي‌ست به آن زمينه نگاهي بيندازي و ببيني چه چيزي دريافت مي‌کني، اين جور شدن و تطابقي بي‌نقص است.


وضوح از طريق تضاد.
تضاد چيست؟
اولين گام براي اينکه کاري کني قانون جذب برايت کارآيي داشته باشد، اين است که ببيني چه مي‌خواهي. مي‌تواني از اين طريق اقدام کني که اول ببيني چه نمي‌خواهي، که ما با اين بي‌رغبتي را تضاد مي‌ناميم.
تضاد، همان‌‌طور که در قانون جذب هم قابل اجراست، تمام آن چيزي است که از آن خوشت نمي‌آيد و تو در حال و هواي منفي نگه مي‌دارد. لحظه‌اي که چيزي را در زندگي‌ات شناسايي مي‌کني که در تو احساس تضاد و بي‌رغبتي ايجاد مي‌کند، و زماني را صرف گله و شکايت از آن مي‌کني، درباره‌اش حرف مي‌زني، يا اعلام مي‌کني که آن را نمي‌خواهي، آن را به قانون جذب پيشکش مي‌کني.
توجه به تضاد و شناسايي آن به عنوان چيزي که دلت آن را نمي‌خواهد، تو را در قبال آنچه مي‌خواهي روشن‌تر مي‌کند صرفاً از خودت بپرس: (خوب، حالا که اين رو نمي‌خواي، پس چي مي‌خواي؟) به عبارت ديگر، تو از طريق تضاد به وضوح دست مي‌يابي.
به عنوان مثال: دوستت را در نظر بگير. احتمال دارد که ديگر نخواهي با آن فرد باشي و به دليل اين ارتباط، فهرستي طولاني در اختيار داري که دوباره هرگز برايت فراهم نمي‌شود. اين مي‌شود فهرست تضادهاي تو.

اين فهرستي است که کمکت مي‌کند در مورد آنچه هر زوجي از زندگي مي‌خواهند، به وضوح دست پيدا کني به عبارت ديگر وقتي پاي دوستهاي سابق وسط مي‌آيد، توجه کردن به تضادها ايجاد وضوح مي‌کند.
توجه کردن به تضاد اساسي است، زيرا تو را به وضوح مي‌رساند.
چرا تشخيص تضاد مهم است؟
هرگاه تضاد را در زندگي‌ات ببيني، به طور طبيعي به وضوح دست مي‌يابي مجسم کن داري رانندگي مي‌کني، يکي از بهترين دوستانت در کنار توست و با موج راديو روي ايستگاهي مي‌ايستد که موسيقي پخش مي‌کند و سرو صدايي کر کننده دارد، تو از آن متنفري و بتدريج اعصابت را خرد مي‌کند.
بعد از پنج ثانيه پخش موسيقي به خودت مي‌گويي: (اين ماشين منه و حتي براي يک ثانيه‌ي ديگه هم حاضر نيستيم به اين موسيقي گوش بدم) دستت را دراز مي‌کني و موج راديو را روي ايستگاه مورد علاقه‌ات مي‌بري که موسيقي معاصر بزرگسالان را پخش مي‌کند بي‌درنگ احساس خوشحالي و راحتي بيشتر خواهي کرد.
توجه کن تا چه حد از طريق توجه به آنچه دوست داشتني، واضح بودي. به عبارت ديگر، تضاد تو برايت وضوح به ارمغان آورد.
از آنجا که قانون جذب هميشه در برابر امواج تو واکنش نشان مي‌دهد (خواسته يا ناخواسته) بسيار مهم است که به سرعت حواست را متوجه چيزي کني که دلخواهت نيست (تضاد) و دوباره آن را به سوي آنچه مي‌خواهي جهت دهي کني (وضوح).
کمي، فقط کمي به تضاد توجه کن.
تا کي بايد به تضاد توجه کرد؟
اصل مهم در به دست آوردن آنچه مي‌خواهي بي‌آنکه حواست بر آنچه نمي‌خواهي متمرکز شود، اين است که ذره‌اي تضادها را ببيني.
فقط تو هستي که مي‌تواني بفهمي طول مدت مختصر تشخيصت چقدر است. براي عده‌اي، نيز مدتي کوتاه طول مي‌کشد ممکن است تصميم بگيري رابطه‌ات را در همان قرار ملاقات اول به هم بزني.
توجه کن که وقتي تضاد را در زمينه‌ي بوها، اصوات يا مزه‌ها تجربه مي‌کني، قدرت تحملت در پايين‌ترين درجه قرار دارد. به عبارت ديگر:
تا چه مدت مي‌تواني چيزي بدبو را استشمام کني؟
تا چه مدت مي‌تواني به آهنگي گوش بدهي که دلنشين نيست؟
تا چه مدت مي‌تواني چيزي را بخوري که خوشمزه نيست؟ در اين موارد، تو شاهد تضاد هستي و آن را تبديل به وضح مي‌کني. بسرعت.
به هر حال زمينه‌هايي در زندگي‌ات وجود دارد که ممکن است تضاد را به مدتي طولاني مورد توجه قرار دهي.
•        ارتباطات
•        ماديات
•        حرفه
 
ماجرايي در ارتباط با وضوح از طريق تضاد
در ماه مي تعداد مشتريان من به صفر رسيده بود و اين چيزي بود که من نمي‌خواستم. در ماه اوت، دوازده مشتري داشتم و نوع کسب و کاري که مي‌خواستم همين بود. مشتريها دقيقاً همانهايي بودند که دوست داشتم با آنان کار کنم. دو روزي را که براي مربيگري در نظر گرفته بودم، کاملاً پرشده بود، که به من فرصت مي‌داد به کارهاي ديگري همچون نوشتن کتاب يا خلوت گزيدن بگذرانم. تا اندازه‌اي به اينجا رسيدم چون از نمونه‌ي وضوح از طريق تضاد استفاده مردم، آنچه را براستي مي‌خواستم مشخص کردم و سپس عبارات مربوط به خواسته‌هايم را در مورد کسب و کار دلخواه و گير آوردن مشتري مورد نظرم ساختم. همچنين از طريق تکرار عبارتها و ايجاد احساس دروني در مورد اينکه چقدر کسب و کار و مشتريانم عالي هستند، ارتعاش خود را بالا بردم.


وضوح از طريق نمونه‌ي تضاد
وضوح از طريق نمونه‌ي تضاد، وسيله‌اي است که کمکت مي‌کند در مورد خواسته‌هايت واضح‌تر باشي.
در اينجا چند زمينه‌ي زندگي‌ات که وضوح در آن مفيد است، آورده شده است.
•   حرفه
•    پول
•   ارتباط زناشويي
•    دوستي
•    مناسبات شغلي
•    مراجع شغلي
•    تعليم و تربيت
در اينجا دو مورد را تعريف مي‌کنم که در آنها قانون جذب تا چه حد کارآيي داشت.
موارد تحقيق
بعد از آموزش قانون جذب به هزاران دانشجو، داستانهايي جالب در مورد افرادي جمع آوري کردم ک زندگي‌شان با کار کردن در مورد اين نظريات تغيير کرده بود. و چيزهايي در داستانهاي اين افراد ديده شده است که براستي اين نظريات را زنده مي‌کند بنابراين، من دو مورد را انتخاب کردم که نشان دهنده‌ي دو زمينه‌ي مشترک در مورد افرادي است که براي گرفتن بيشتر آنچه مي‌خواهند، از قانون جذب استفاده کردند. ماجراي جنيس به تو نشان مي‌دهد که چطور خواسته‌ي خود را شناسايي و تعيين کني، ارتعاشاتت را بالا ببري و بپذيري که آنچه مي‌خواهي به زندگي‌ات راه مي‌يابد و در مناسباتت هم کارآيي دارد. ماجراي گريگ موردي را نشان مي‌دهد که براي بسياري از مردم معضل به شمار مي‌رود... پول.


جنيس-روابط
جنيس سي و چهار سال دارد. او خسته شده است از بس هميشه آدمهاي عوضي به او اظهار علاقه مي‌کنند. او گله دارد مرداني را جذب مي‌کند که به درد نخور و بي‌ملاحظه هستند؛ کساني که بندرت در اولويت او قرار مي‌گيرند.
جنيس تصميم گرفت براي جذب را بطه‌ي آرماني خود از قانون جذب استفاده کند. ابتدا از جذب آگاهانه مرحله‌ي يک شروع کرد، يعني شناسايي خواسته‌ها و استفاده از وضوح از طريق تضاد. بدنيست به برگه‌ي جنيس در صفحه‌ي بعد نگاهي بيندازيم.
 جنيس در اين مورد قادر بود از طريق به خاطر آوردن تعدادي از روابط گذشته‌اش و اينکه چه چيزهايي را در اين ارتباطات دوست نداشت، فهرستي طويل درست کند.

 برگه وضوح از طريق تضاد جنيس

 رابطه‌ي آرماني من

طرف الف                                                طرف ب
         تضاد                                               وضوح
1.    کنترل کننده.                                      1-انعطاف‌پذير، متعادل.
2.    شنونده‌ي بد.                                    2- شنونده‌ي عالي.                   
3.    نامهربان.                                          3-  مهربان و احساساتي.
4.    بي‌توجه به افکار و احساسات من.            4- بپرسد که در مورد مسايل چه فکري مي‌کنم و چه احساسي دارم.
5.    غير اجتماعي                                     5- دوست داشته باشد دوستانم را ببنيم و از ديدنشان لذت ببرم.
6.    بي‌علاقه به مسافرت.                         6-  از موقعيتهاي اجتماعي لذت برد. سفرهاي کوتاه و طولاني را دوست داشته باشد. از ماجراجويي و جستجويي مکانهاي تازه خوشش بيايد   
7.    هميشه دستپاچه‌ام مي‌کند.                     7- صبور باشد بگذارد هرچيزي به موقع خود درست شود.
8.    دخالت ندادن من در تصميم‌گيري.              8-موقع تصميم‌گيري عقيده‌ام را بپرسد.
       
  
جنيس هر موضوعي را در فهرست خود خواند و از خودش پرسيد: چه مي‌خواهم؟ و بعد از اينکه جوابها را در طرف ب نوشت، روي موارد تضاد خط کشيد.
گريگ – پول
گريگ بيست و هفت ساله به سختي امرار معاش مي‎کند. او دائم شکايت مي‎کند که به اندازه‎ي کافي پول ندارد در حقيقت، او دائم مي‎گويد که در ارتباط با موقعيت مالي‌اش اعصابش خرد است. گريگ مشاور امور تجاري است‏، شغل آزاد دارد و به سختي مي‌تواند مشتري پيدا کند و او را حفظ کند.
اوتصميم گرفت‌بر اي جذب وضعيت مالي آرما ني‌اش ازقانون جذب استفا ده کند .        روند جذب آگاهانه ي  ا وبا مرحله‌ي يک شروع  مي شود، يعني شناسا يي خوا سته  با استفاده  از برگه‌ي وضوح از طريق تضاد . نگاهي به برگه‌ي گريگ در صفحه‌ي بعد مي‌اندازيم.
به ياد داشته باش وقتي نوبت تکميل برگه‌ي خودت رسيد، شايد بد نباشد تعدادي از موارد را مانند گريگ که از روي نظم فهرستي بزرگتر از تضادها تهيه کرد، به خاطر بسپاري.



برگه‌ي وضوح از طريق تضاد گريگ

وضعيت آرماني من
 تضاد                                                                             وضوح
1.       نداشتن پول به قدر کافي.                                             1-فراوانی پول       
2.       پرداخت هميشگي قبوض.                                             2-قبوض سریع و راحترداخت میشود  
3.       به سختي امرار معاش مي‌کنم.                                       3-هميشه پول اضافه داشتن.
4.       نمي‌توانم آنچه را مي‌خواهم بخرم .                                  4- هميشه پول کافي براي خريد آنچه مي‌خواهم داشته باشم.
5.       تک و توک پول به دست مي‌آورم                                     5-جريان مداوم پول از منابع مختلف.
6.       هرگز چيزي برنده نمي‌شوم.                                         6-اغلب جايزه ببرم. هديه بگيرم و خيلي چيزهاي مجاني ديگر.
7.       هميشه به ميزان يکسان پول در مي‌آورم.                           7-  دائم از منابع شناخته و ناشناخته برميزان پولم افزوده شود.
8.        پول درآوردن در خانواده‌ي من آسان نيست.                      8- پول راحت به سراغم بيايد.
9.       هميشه براي پرداخت اجاره مشکل دارم.                           9-    براحتي اجازه را بدهم چون هميشه پول دارم.
10.   امور مالي اعصابم را خرد مي‌کند.                                   10-   با پول و رابطه‌ام با آن احساس خوب داشته باشم.
 
 
گريگ تک تک موارد فهرست خود را نوشت و از خودش پرسيد: من چه مي‌خواهم؟ بعد از اينکه جواب را در طرف ب نوشت موارد تضاد طرف الف را خط زد.
   تکميل برگه‌ي وضوح از طريق تضاد خودت
زمينه‌اي از زندگي خودت را انتخاب کن که دلت مي‌خواهد تغيير کند.
در طرف الف تمام چيزهايي را که در اين موقعيت معذبت مي‌کند، بنويس. به عنوان مثال: اگر مي‌خواهي فهرست تضاد را در مورد شغل آرماني خودت بنويسي، شايد بهتر است فهرستت شامل ساعات کار طولاني يا حقوق کم باشد. آزادانه به مشاغل سابق خودت هم رجوع کن تا کمکت کند فهرست را کامل کني.
براي کامل کردن فهرست تضاد وقت صرف کن. چند روزي را به اين کار اختصاص بده تا مطمئن شوي به قدر کافي در مورد تمام قسمت‌هاي مربوط به تضاد فکر کرده‌اي.
بعد از تکميل فهرست الف تک‌تک آن‌ها را بخوان و از خودت بپرس من چه مي‌خواهم؟ و بعد قسمت ب را پر کن.  
با استفاده از اين روش، درکي بهتر از آنچه مي‌خواهي به دست آوري و وقتي به وضوح رسيدي براحتي تضادهاي مربوط به هريک را خط بزن.


   برگه‌ي وضوح از طريق تضاد خودت
    آرمانهاي من
    تضاد                   وضوح

     طرف الف                           

فهرست چيزهايي که دوست نداري. 

طرف ب

 فهرست چيزهايي که دوست داري.
                   
 در پايان اين تمرين، تو اولين مرحله‌ي جذب آگاهانه را کامل کرده‌اي، يعني شناسايي خواسته‌هايت.
 يادت باشد تا اين مرحله تو فقط خواسته‌هاي خودت را مشخص کرده‌اي. شايد از اينکه آنها را شناختي و نوشتي، احساسي خوب به‌ات دست بدهد و شايد هم اين کار در تو ايجاد شک وشبهه کند.
 در فصول بعد، راههايي را ياد مي‌گيري که ارتعاشات را بالا ببري و در مورد دستيابي به خواسته‌هايت مطمئن‌تر شوي.



3 مرحله
خواسته‌ات را مشخص کن
ارتعاشات را بالا ببر
آن را بپذير
 
   

مرتبط با این بخش
کتاب قانون جذب 2
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

3 نظر
هانیه
چهارشنبه پانزدهم آبان ۹۸
پاسخ
()
()
هانیه
بسيارعالي وخسته نباشيد
پاسخ مدیر سایت
سلام سپاس از شما
پاسخ مدیر سایت
هانیه
چهارشنبه پانزدهم آبان ۹۸
پاسخ
()
()
هانیه
بسيارعالي وخسته نباشيد
هانیه
چهارشنبه پانزدهم آبان ۹۸
پاسخ
()
()
هانیه
بسيارعالي وخسته نباشي